عناصر باهم بودن را دوست دارند!

عناصر

عناصر باهم بودن را دوست دارند!

عناصر باهم بودن را دوست دارند!

  • عناصر زغال و الماس هر دو از کربن تشکیل شده اند. لذا، به رفتار اتم‌های کربن بستگی دارد که به زغال تبدیل شوند یا تبدیل به الماس شوند. زمانی که می توانیم الماس باشیم، چرا زغال باشیم؟
  • فلوئور با اراده‌ترین عنصر می باشد. این عنصر حتی آرگون که یکی از تنبل ترین  عناصر می باشد را به انجام واکنش وا می دارد. ( اشاره به مولکول ArF4 و ArF6 ) .
  • فلوئور، دوستی تمام عیار است. اگر با عنصری رفاقت کند، هیچ چیز نمی تواند آن را از رفیقش جدا کند. او با همه‌ی علاقه‌ی که به حفظ الکترون‌هایش دارد، هنگامی که کمبود بور را نسبت به الکترود می بیند، او را در الکترون‌های خود سهیم می‌کند (BF3).
  • اتم هایی که به نسبت اتم های دیگر بزرگترند (شعاع اتمی بزرگتری دارند)، از  الکترون‌های خود راحت‌تر می گذرند. برخلاف انسان‌ها که هر چه مسن‌تر می شوند، نسبت به آنچه که دارند ، وابستگی بیش‌تری پیدا می کنند و بخشش کم‌تری از خود نشان می دهند.
  • آب با همه‌ی لطافت و نرمی که دارد، جزو سرسخت‌ترین مواد به شمار می رود. اگر دستش به بلور نمک برسد، شبکه‌ی سخت آن را چنان درهم می شکند که با وجود همه‌ی آن نیروی جاذبه‌ی قوی که میان یون‌ها وجود دارد، هر یک به سویی می گریزند و به محاصره مولکول‌های آب درمی آیند؛ کاری که از هیچ پتک یا چکشی برنمی آید!
  • همواره نباید برای رسیدن به کمال، چیزی را به دست آورد. گاه گذشتن از دارایی هایمان، راه کمال را پیش روی ما می گشاید. درست مانند سدیم که تا از آخرین الکترون لایه‌ی ظرفیتش نگذرد به آرایش الکترونی کامل دست نمی یابد.
  • هر چه اندازه‌ی مولکول در هیدروکربن‌ها بیش‌تر می شود بهتر و قوی‌تر یکدیگر را جذب می کنند و به هم نزدیک‌تر می شوند. اما چرا برخی از انسان‌ها هر چه بزرگ‌تر می شوند، بیش‌تر از هم فاصله می گیرند؟
  •  آب صبورترین عنصر است! دیر جوش می آورد و زیر فشار دیرتر از کوره در می رود!
  • اکسیژن رفیق نابابی است. رفاقت با او سرانجامی جز خاکستر و دود شدن در هوا ندارد.
  • بیچاره منیزیم وقتی به اکسیژن می رسد، چشمانش چه برقی می زند! بی آنکه بداند اکسیژن چه خوابی برایش دیده است، با شوق به استقبال دشمن جانش می رود.
  • هنگامی که مواد وارد جمع می شوند (مخلوط تشکیل می دهند)، اصالت خود را حفظ می کنند. برخلاف برخی از آدم‌ها که با ورود به هر محیط تازه، به رنگ جمع درمی آیند.
  • گرمای تشکیل ترکیب‌ها منفی است. یعنی عنصرها «با هم بودن» را بیش‌تر دوست دارند. پس چرا برخی از ما جدایی را ترجیح می دهیم؟
  • عشق را باید از سدیم آموخت که وقتی به آب می رسد از شوق رسیدن به دوست، ذوب می شود و همه‌ی هستی را فدای یار می کند، چنان که دیگر اثری از او بر جای نمی ماند. تنها یک قطره فنول فتالیین کافی است تا خونی را که نثار کرده است، نشان دهد.
  • اگر در واکنشی که در حال تعادل است، تغییری ایجاد شود، واکنش با این تغییر مبارزه می کند تا اثر آن را تا جای ممکن تعدیل کند. افسوس که برخی از ما خیلی زود تسلیم محیط اطراف خود می شویم.
  • طلا و پلاتین فلزهایی ثابت قدم هستند. چون در برابر شرایط مناسبی که وجودشان را به خطر می اندازد، پایداری نشان می دهند و تلاش می کنند که اصالت خود را هم چنان حفظ کنند.
  • برخی عنصرها مانند بریلیم و بور، که کوچکترین عضو خانواده‌ی خود هستند، گویی تافته‌ی جدا بافته‌اند! آن‌ها در برابر قوانین خانوادگی نافرمانی نشان می دهند. جالب است که افراد دیگر خانواده هم در برابر سرپیچی آن‌ها سکوت کرده‌اند.
  • کنترل خانواده‌ی پرجمعیت کار دشواری است. اتم کربن، خانواده‌ی کم جمعیت خود را خوب اداره می کند و هوای الکترون‌هایش را دارد. اما سرب که هم گروه با کربن است، در برابر برخی عنصرهای سودجو، از نگه‌داری الکترون‌هیش ناتوان است و دو یا چهار الکترون از دست می دهد.
  • سوختن آلکان‌ها، فرایندی برگشت‌ناپذیر است. راستی چرا ین ترکیب‌ها بدون توجه به سرانجامی که در انتظارشان است، به سرعت و بدون هیچ پایداری، گام در راه نابود کردن خود می گذارند؟

عناصر

 

فروش محصولات مرتبط

Share this post